تبلیغات
پایگاه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام پایگاه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا ابالفضل العباس

  • السلام علیک یا ابالفضل العباس

  • السلام علیک یا ابالفضل العباس

  • السلام علیک یا ابالفضل العباس

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

  • السلام علیک یا قمر بنی هاشم

سقای دشت کربلا

سقای دشت کربلا


یكى از القاب مشهور قمر بنى هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، «سقا» و یكى از مهمترین مناصب آن حضرت در قیام عاشورا، سقایت و آبرسانى به تشنگان بوده كه در انجام این وظیفه نیز حداكثر ایثار و فداكارى را از خود نشان داده است، و روایت هاى مختلف در این باره اتفاق نظر دارند.

برترین بخشش

هیچ بخششی چون سیراب ساختن دیگران، پرده از لطف و احسان انسان برنمی دارد، و در شریعت مقدس اسلام، نیز سقایت از شریفترین دستورات دین محسوب گشته است، رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«أفضل الأعمال عندالله ابراد الكبد الحری من بهیمة و غیرها».( دارالسلام، ج 3، ص 162)

برترین اعمال نزد خداوند، خنك ساختن جگر سوزان است، خواه حیوان باشد یا غیر حیوان.

و این اهمیت به سبب نقش فوق العاده ی آن را حیات و بقای آدمیان است. چنانکه  امام صادق علیه السلام فرمودند:

كسی كه در جائی كه آب یافت می شود به سیراب ساختن دیگران بپردازد، مانند كسی است كه بنده ای آزاد ساخته است، و كسی كه در مكانی كه آب نیست دیگری را سیراب سازد، مانند كسی است كه انسانی را حیات بخشیده، و كسی كه انسانی را زنده دارد، گوئی كه همه ی مردم را حیات بخشیده است. (مكارم الأخلاق، ص 85؛ فصل 7، باب اول)

 

 

 

خاندان ساقیان کریم

سقا بودن و آب رساندن، در خاندان هاشمیان تازگى ندارد، ابتدا عبدالمطلب سقایت زائران خانه خدا را برعهده داشت، و بعد از این بزرگمرد، ابوطالب منصب سقایت حاجیان را در اختیار گرفت که وی را ساقی حاجیان نام نهادند.(سیره زینی دحلان، ج 1، ص 17)

اما امیرالمۆمنین علی علیه السلام بیشتر از پدر بزرگوارش از این صفت كریمانه بهره مند بود، و چه بسیار مواردی از سقایت حضرتش كه دیگران یارای انجام آن را نیافتند. از جمله در جنگ بدر كه مسلمین به كمبود آب دچار شده و تشنگی بدانان روی آور گشته بود و از امتثال امر رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تهیه آب، به سبب ترس از قریش سرپیچی می نمودند، مولای متقیان بر اساس غیرت عظیم و كرم سرشار خود، دعوت حضرتش را لبیك گفت و در چاه سرازیر شد و با آوردن آب مسلمین را سیراب ساخت.(مناقب ابن شهرآشوب، ج 1، ص 406)

این گرانمایگی آنگاه در وجود شریفش به اوج رسید كه عباس سلام الله علیه ظهر عاشورا قدم در شریعه نهاد و علیرغم تشنگی شدید خود، تقدم بر امام و طفلان منتظر نورزید و جرعه ای از آب ننوشید

 دیگر، شیوه فراموش نشدنی آن حضرت در جنگ صفین است؛ آن هنگام كه معاویه با سپاهش بر سر رود فرات رسید و از استفاده ی لشكر امیرالمۆمنین علیه السلام از آب، ممانعت به عمل آورد تا آنجا كه تشنگی یاران امام را داشت از پای درمی آورد؛ حضرتش صعصعة بن صوحان و شبث بن ربعی را نزد وی فرستادند تا به او بگویند كه از آبی كه خداوند استفاده آن را برای همه مخلوقاتش یكسان قرار داده است جلوگیری ننماید. اما چون معاویه عناد پیشه ساخت و از این رهنمود سرپیچی نمود، امام به سپاه خود فرمود: شمشیرها را از خون سیراب سازید تا از آب سیراب شوید. سپس حضرت به لشكر دستور داد كه به یكباره بر سپاه شام حمله برند. این حمله با پیروزی پایان یافت و سپاه امیرالمۆمنین علیه السلام بر فرات تسلط یافت. اما صاحب نفس قدسیه كه جامع تمامی فضائل و كمالات است، شیوه ی دشمن را پیشه نساخت و مقابله ی به مثل نكرد و به بهانه ی سیاست جنگ، بر خود نپسندید كه آنان را در تنگنا بگذارد، و لشكریان را دستور داد كه مانع سپاه معاویه برای استفاده از آب نشوند.(مناقب ابن شهرآشوب، ج 1، ص 619)

همچنین یکی از برترین مورد سقایت را توسط حضرت سیدالشهداء علیه السلام می توان مشاهده نمود و آن هنگامی است كه امام علیه السلام را با سپاه حر، در راه كوفه ملاقات می نماید، و علیرغم اینكه او مأمور بود تا راه را بر حضرتش ببندد و از حركت امام جلوگیری به عمل آورد، حضرت دستور دادند مشكهای آب را در مقابلشان گذارند و آنان - و حتی اسبهایشان - را سیراب سازند. در اینجا سالار شهیدان خوب می دانست كه با سقایت این سپاه هزار نفری و مركبهایشان، به مضیقه و سختی خواهد افتاد و آینده ی وخامتباری در انتظارشان است، و چندی دیگر در عاشورا برای به دست آوردن آب خونها ریخته خواهد شد و خاندان و اصحابش رنجها باید تحمل نمایند؛ اما هیهات كه سلاله رسالت و زاده علی مرتضی علیه السلام از ایثار باز ایستد و از این شرافت و فضیلت كوتاهی ورزد.

اما در مورد ابوالفضل علیه السلام گمان من آن است كه در امر سقایت، گوی سبقت را از همگان ربوده است.

سقای تشنگان حرم

بر خلاف آنچه برخى مقتل نویسان نوشته و آب آوردن عباس علیه السلام در كربلا را یك بار دانسته اند، او چندین بار براى تشنگان خیمه گاه اباعبدالله علیه السلام آب آورد.(بطل العلقمى ، ج 2، ص 44)

به عنوان نمونه، زمانى كه ابن زیاد به عمر سعد نامه نوشت كه به من خبر رسیده است امام حسین علیه السلام حفر چاه مى كند اینك امام حسین علیه السلام را از آب منع كن ، و از طرف دیگر نیز ذخیره آب در خیمه هاى امام حسین علیه السلام رو به پایان مى رفت ، امام حسین علیه السلام حضرت عباس علیه السلام سپهسالار كربلا را طلبید و بیست سوار و سى تن پیاده ملازم ركاب آن حضرت كرد تا از شریعه آب آورند.

حضرت عباس سلام الله علیه همت بلند ساخت كه به یاری سیدالشهداء علیه السلام - كه در سیراب ساختن خاندان پاك و مطهر حضرتش متجلی می گشت - شتابد، او چون شیر شرزه با جماعت خود به شریعه در آمد، و چنان صلابت و شهامتی در میان انبوه دشمن از خود نشان داد كه اگر كوهها در برابرش صف می كشیدند آنها را غبار می ساخت، تا چه رسد به آن پست عنصران رذل روبه صفت. دشمن نیز از آن سوى به افراد خود فرمان جنگ داد و تنور رزم افروخته گشت . اصحاب امام حسین علیه السلام نیمى به جنگ پرداختند، و نیمى مشكهاى خود را از آب پر كردند. در این جنگ از لشگر دشمن ، جمعى مقتول و مطروح افتادند و گروهى خسته و مجروح گشتند، ولى از اصحاب امام حسین علیه السلام كسى را آسیبى نرسید. پس حضرت عباس علیه السلام به سلامت بازگشت و اصحاب امام و اهل بیت علیهم السلام سیراب شدند. (ناسخ التواریخ ، ج 2، ص 196)

بر خلاف آنچه برخى مقتل نویسان نوشته و آب آوردن عباس علیه السلام در كربلا را یك بار دانسته اند، او چندین بار براى تشنگان خیمه گاه اباعبدالله علیه السلام آب آورد

اما این گرانمایگی آنگاه در وجود شریفش به اوج رسید كه عباس سلام الله علیه ظهر عاشورا قدم در شریعه نهاد و علیرغم تشنگی شدید خود، تقدم بر امام و طفلان منتظر نورزید و جرعه ای از آب ننوشید. در اینجاست كه همراه با ایمانی كه به یقین رسیده و محبتی كه به كرم و احسان پیوسته، مشك را از آب پر می سازد و روانه خیام حرم می شود، و در حالی كه شمشیر آخته بركشیده و پرچم نهضت عاشورا، بر فراز سرش در اهتزاز است، به پیش می تازد، چه مشكی را كه بر گردن آویخته بود از جانش عزیزتر می شمرد و تمام كوشش او این بود كه مشك را پر از آب به خیمه ها برساند، و تنها بدین دلخوش بود كه آن مشك را به عنوان ذخیره ی گرانبهائی حفظ نماید.

از این رو هر دو دست چپ و راستش را در محضر خداوند در راه حفظ آن مشك از دست داد، باشد كه پیش از مرگ به آرزوی خود نائل آید، و تنها زمانی امید عباس سلام الله علیه برید كه دوست می داشت بجای آب، جان از بدنش بیرون می رفت. آری در اینجا دیگر احتیاجی نبود كه برای شهادت حضرتش عمود آهن به كار رود... خدا لعنت كند آن تیرافكن را كه تیر به مشك زد، و خدا لعنت كند همه ظالمان روزگار را.


 


منابع:

سردار كربلا، ترجمه «العباس علیه السلام»، سید عبدالرزاق موسوی مقرم.

چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، جلد سوم، على ربانى خلخالى.





طبقه بندی: آموزه های اخلاقی و رفتاری، مقالات و پژوهش‌ها، كتابخانه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام،
 چهارشنبه 14 خرداد 1393  05:34 ب.ظ    رحمان نجفی™